مناجات
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی
نتوان وصف تو گفتن که تو در وهم نگنجی نتوان شبه تو جستن که تو در فهم نیایی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی همه نوری و سروری همه جودی و سخایی
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی تو برازنده فضلی تو سزاوار ثنایی
(دیوان سنایی)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ ساعت 11:7 توسط علی
|
